تبليغاتX
چاخان کاری نکن با دل من
چاخان کاری نکن با دل من
با قلبت نگاه کن
>

در اين مقاله با نيازهاي اساسي زنان و مردان بطور كاملا علمي و روانشناسانه آشنا خواهيد شد:

1- مردان خواهان موفقيت بوده، زنان نياز به تعلق پذيري دارند.

2- زنان روحيه لطيف و حساس تري داشته و نياز دارند احساسات خود را بزبان بياورند، در پاسخ مردان ميخواهند راه گشا و منجي باشند.

3- مردان به شغلشان به ديد جزئي از وجودشان مينگرند، زنان به خانواده خود چنين نگرشي دارند.

4- مردان بيشتر هدف گرا بوده، اما زنان بيشتر گرايش به برآورده شدن نيازهاي فعلي زندگي خود دارند.

5- تصميم گيري مردان بيشتر بر پايه انديشه بوده، اما زنان بيشتر احساسي و با درك مستقيم تصميم ميگيرند.

6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا ميباشند.

نیاز زنان و مردان

نيازهاي مردان:

1- يك شريك جنسي خوب.

2- يك همدم اهل تفريح.

3- يك همسر جذاب.

4- يك منزل دنج و آرام.

5- تحسين، احترام، اعتبار، همكاري، پذيرش.

6- يك همسر حمايت كننده و مشوق.

7-يك همسر وفادار.

* شكست = هراس مردان.

* آينه مرد = شغل +همسر (در واقع  ميزان عزت نفس و احترامي كه مرد براي خود قائل است به ميزان احترام و ارزشي است كه همسر آن مرد براي وي قائل ميباشد)

نيازهاي زنان:

1-عطوفت و مهر ورزي.

2- گفتگو و درد دلهاي صميمانه. ارتباط تعاملي و همدلانه.

3-صداقت و صراحت.

4-حمايت مالي.

5-همسري كه خانواده اولويت زندگي وي باشد.

6- همسري دلسوز، محافظت كننده، پشتيبان.

7- امنيت، اعتماد بنفس و تائيد.

8-يك همسر وفادار و متعهد.

9-جدي گرفتن مشكلات كوچك آنها.

10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقايد، پيشنهادات و كارهاي روزمره آنها.

11-احساس اينكه آنها يك شريك عشق ورزي ميباشند و نه تنها يك ابزاري جنسي.

12-قدرداني از زحمات آنها.

13-همسري كه در حضور ديگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14- بخشي از زندگي شوهر خود بودن: همسري كه اهداف و مسائل شغلي خود را با آنها در ميان مي گذارد.

15- نزديكي: در آغوش گرفتن آنها.

16- پذيرش آنها همانگونه كه هستند. به آنها اجازه دهيم تا كامل نباشند و زيبايي ظاهري، شخصيت و موفقيتهاي آنها را تصديق كنيم.

17-همسري كه پدر خوبي براي فرزندان آنها باشد.

18-يك هديه كوچك و يا يك يادداشت عاشقانه از سوي همسران خود.

19-يك مرد با اعتماد بنفس.

20- يك مرد قدرتمند (از لحاظ جسمي، مالي و يا شخصيتي) اما در عين حال مهربان.

نكته آخر:

زنان با برقراري رابطه جنسي ميخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزي ميخواهند به رابطه جنسي برسند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 18:46  توسط عادل  | 


 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 0:9  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 23:40  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 23:33  توسط عادل  | 


salam khobin baro bach onhaiee

ke az veblage man khosheshon miad man  bad az hodode 6 mahi omadam omidavaram az matalebam khosheton biad nayomade  ye ahanghaiee top mizaram baraton

halesho bebarin fadato

adel

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 11:53  توسط عادل  | 


 

آلبوم جدید و بسیار زیبای متین به نام فرمانروای عشق . با 3 کیفیت متفاوت ...

(به همراه موزیک آنلاین)

::.حمايت از ما = كليك روي تبليغات.::



128 MP3 :

Farmaanravaye Eshgh

Ghashangeh

Gol Kashti

Haajat

Nasib

Haadeseh

Elaaheye Eshgh

Bemoun Bemoun

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 11:43  توسط عادل  | 


مبهوت رقص موی تو در باد میشوم

شیرین شوی اگرکه توفرهادمیشوم

با چشمهای سبزتوسرسبزوروشنم

با عطر دل نشین تو  آباد می شوم

با  درد در درون تو  پر دردم و  ملول

با واژه های شاد تو دلشاد میشوم

با خواندن کلام تو مثل نسیم صبح

نرم و رها ز هر غمی آزاد می شوم

ای نازنین غزل! که به ذوقم نشسته ای

روزی برای  گفتنت استادمی شوم

(من درسرایش توهم استاد میشوم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:7  توسط عادل  | 


دیگر اهمیت ندارد بوی پاییز

 

دیگر اهمیت ندارد برگریزان

 

حتی نگاهت هم برایم کهنگی داشت

 

مثل قوافی غزل :یاران ،بهاران!

 

من خوب یادم هست تو یادت می آید؟

 

روزی تو را دیدم میان باد باران

 

روز ی که دل بستم به تو با عشق و امید

 

وقتی که بودم خسته و زار پریشان

 

یادت می آید آخرین دیدارمان را؟

 

گفتی به من که بیش از این ما را مرنجان

 

گفتی اهمیت ندارد اشکهایت

 

ابر نگاه عاشقت را هی نباران!

 

گفتی دلت مال یکی از بهترینهاست

 

دیدی شکستی عهدو پیمان را چه آسان

 

*

*

آنروزها دلتنگ بودم،خسته بودم

 

آشفته و تنها و سر گردان و حیران

 

من فکر می کردم که تو یک تکیه گاهی

 

عشق تو قلب خسته را میداد سامان

 

آنقدر در تو گم شدم بویی نبردم

 

از این که مال دیگرانی، بی وفا جان!

 

از این که دیگر عاشقی معنا ندارد

 

معنا ندارد بین مردم عهد و پیمان

*

*

عاشق نبودی، هیچ تقصیری نداری

 

کوتاهی از من بوده، این ناخوانده مهمان!

 

مثل همان روزی که در قلبم نشستی

 

در هفتم آبان میان باد و باران

 

تو رفتی از قلبم شبی که باد آمد

 

تو رفتی از قلبم شبی همراه توفان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 15:5  توسط عادل  | 


كسي كه مثل هيچكس نيست
تو بهترين مني
تو بهترين مني
من ماه را ميليون ها بار بوسيده ام
در آسمان با ستاره ها رقصيده ام
آفتاب را در روزهاي باراني لمس كرده ام
عطر رزهاي صورتي را هزاران بار احساس كرده ام
اقيانوسي را ديده ام كه آتش را عاشق خود ساخت
هم آغوشي شقايق هاي سوخته را ديده ام
اما هنوز ...
اما هنوز كسي را نديده ام كه به اندازه تو من را شگفت زده و مبهوت بكند
تو مرا از خود بي خود ساختي
تو پرشورترين لحظات را براي من آوردي
عزيزم ، به اين دليل است كه بهترين مني
عزيزم، به اين دليل است كه مثل هيچكس نيستي
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:19  توسط عادل  | 


اگه بگم كه قول ميدم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تويي

اگه بگم بهونه‌ئ هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي‌كنم

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي‌كنم

اگه بگم ماه مني ، هر نفس راه مني

اگه بگم بال مني‌ ، لحظه‌ئ پرواز مني

مي‌شي برام خاطره‌ء قشنگ لحظه‌ئ وصال

مي‌شي برام باغبون ميوه‌هاي تشنه و كال

مي‌شي برام ماه شباي بي‌سحر،مي‌شي برام راه سفر

ولي بدون هر جا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

براي سعادت شبا شعرامو من داد مي‌زنم

براي خوشبختي تو خدارو فرياد مي‌زنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:18  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:18  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 15:2  توسط عادل  | 


همیشه و همه جا با تو بوده ام 

با تو نفس کشیده ام                          با چشمان تو دیده ام

مرا از تو گریزی نیست

چنان که جسم را از روح و زمین را از آسمان ودرخت را از آفتاب

تو دلیل حیات من بوده و هستی

و چنان با تو و با این دلیل زیسته ام 

 که باور کرده ام علت بودن من

تو هستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:47  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 11:44  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 21:16  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 12:43  توسط عادل  | 


 

فـاصلـه هـامو  حتـی اشک تـو چشـامو

 فـایـده ای نـداره   نـداره   نـداره

بــی کـسیــامو ، دل تـنگـیــامو

هـیـچ کـسی بــاور نـداره   نـداره   نـداره

تـنـهایـیـه مـن   دیـگـه پـایـانی نـداره

ویـرونــه ی دل   سـرو سـامـانی نـداره

بـایـد بـمـونـم تــا همیــشـه  تـک و تـنـها

همیـشـه ایــن دل   مـیــشه بــازیـچـه ی غـمـهـا

        

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 13:41  توسط عادل  | 


دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی.
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 14:10  توسط عادل  | 


Jaraghe Group --> foadi83@yahoo.comJaraghe Group --> foadi83@yahoo.comJaraghe Group --> foadi83@yahoo.comJaraghe Group --> foadi83@yahoo.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 14:8  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 14:7  توسط عادل  | 


Iranian soccer fans (AP)

پر واضح بود که ایران از مکزیک میخوره !! اما دور از انتظار بود که با این نتیجه ... واقعاْ که بچه ها توی هالف تایم دوم فقط وقت کشی کردن و با وجود اینکه اینقدر موقعیت گل زدن داشتن توپها را خراب کردند... آنگولاو پرتقال هم که از الان نتیجه اش معلومه ... انگار فوتبالیست های ما میخوان ما رو تشنه ببرن لب دریا و برگردونن همیشه همین کارشون بوده... واقعاْ متاسفم واقعاْ که .......... بیچاره اونهائیکه توی استودیوم بودن و مستقیم مشغول تماشای بازی بودن صورت به صورت تشویق کنان مکزیک و از نزدیک شاهد جشن مکزیکیها .... بیچاره مردم .....................

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 14:5  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 16:56  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 14:44  توسط عادل  | 


I have 3 friends

The sun, the moon and you

The sun for day,  The moon for night

 And you for ever

 I Love You My Baby

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 14:33  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 13:57  توسط عادل  | 


http://azadtribun.net/x733.htm

عصیان ملی تبریز در حال تبدیل شدن به یک اجتماع عظیم میلیونی است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 12:2  توسط عادل  | 


ajab___saitiee  saite man
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 11:39  توسط عادل  | 


iD:TRIP_KHAFAN_TAB

ID:JOJO_FOKOLI_U

ID:DJ_TAVAHOlvl

idihaiee mane har kas khast pm bede montazeram nazar bedin

........tel:0914319

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:23  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:17  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 14:11  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:51  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:4  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:58  توسط عادل  | 


سفارشی

آخرش

بی تو هرگز

بی خیالی

برو

نامه

خدا بخیر کنه

امون بده

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:45  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:38  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:26  توسط عادل  | 


 خانه دوست کجاست ؟

                  در فلق بود که پرسید سوار

     آسمان مکثی کرد

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید

                   و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :

  نرسیده به درخت

               کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است

      و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 22:15  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:59  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:58  توسط عادل  | 


چه بي تابانه مي خواهمت

                             اي كه نبودنت

                                                      آزمون تلخ زنده به گوري است...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:51  توسط عادل  | 


خودکشیتا به حال به خود کشی فکر کردید؟!!

نه سریع جواب ندید...کمی بیشتر فکر کنید به زمانی که بد ترین حوادث در زندگیتان رخ داده به اون شب کذایی........

ذهن انسان یک سیستم بسیار پیچیده است و ما فقط از قسمت کوچکی از ان میتوانیم استفاده کنیم و این مسله باعث شده هیچ کس تا به حال نتواند در ان واحد به چند قضیه به طور همزمان فکر کند.

ببینید مثلا خدای نکرده اگر دیشب برای شما یک اتفاق بد  افتاده باشد و امروز صبح هم یک اتفاق بدتر!به بعد از ظهر نرسیده یک خبر ناخوشایند دیگر هم به گوشتان برسد اینجاست که ذهن انسان مثل یک کامپیوتر هنگ میکند و به جای راهنمایی شما در حل این مشکلات چون نمیتواند در یک زمان تمامی این مشکلات را حل کند به شما هی ناامیدی میدهد یعنی به شما پیام میدهدکه از دست من یعنی خود شما هیچ کاری ساخته نیست و مسلم است زمانی که انسان ببیند در تنگنا افتاده و هیچ کاری نیز از او بر نمی اید به فکر بدترین و غلطترین و البته راحت تری که مرگ است می افتد.

ان وقت است که از بسیاری از کسانی که در گرداب مشکلات افتاده اند این جمله رو میشنویم که((خودم رو میکشم))این همان فکر خود کشی هست که گفتم ایا دچار شده اید یا نه؟!

البته هیچ کس این طور مواقع خودش را نمیکشد مگر در دو صورت

۱)دچار افسردگی بسیار شدید باشد

۲) دوست نداشته باشد

مورد اول که بسیار واضح است . ولی در مورد دوم باید بگم که منظور از دوست خواهر- مادر- فامیل اشنا یا کسی است که در این مواقع به یاری ما می اید و ما رو کمی تسکین می دهد.

البته این مسیله میتواند مورد سومی هم داشته باشد که بسیار کمتر از بقیه موارد است و ان در مورد نو جوانی است که دچار غرور کاذب هستند و فکر میکنند با خود کشی میتوانند خودشان رو به همه ثابت کنند و بعضی وقتهانیز این کار بسیار نمایشی انجام میشود که متاسفانه چون زندگی شوخی نیست در بعضی مواقع..........................خودکشی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:2  توسط عادل  | 


هيچ وقت دل به كسي نبند… چون اين دنيا اين قدر كوچيكه كه توش

دو تا دل كنار هم جا نميشه ...ولي اگه دل

 بستي…… هيچ وقت ازش

 جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه

 پيداش نميكني……!!

دنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 23:58  توسط عادل  | 


ما كه توقع نداريم زندگي زيبا بشه باز
                                يا كلاغاي قارقاري بيان بشن ترانه ساز
ما كه توقع نداريم دنيابه كاممون بشه
                               ليلي قصه كشته ي عشق و مراممون بشه
به اسم عشق وعاطفه با قلبمون بازي ميشه
                              هركي به قانون خودش براي ماقاضي ميشه
اين روزاهرچي عاشقه رو زندگي ميكشه خط
                             عشق و هوس يه معني تو اين كتاباي لغت
خلاصه دنياي شما براي من خيلي كمه
                              ازاين ديار بي كسي رفتن من مسلمه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 23:56  توسط عادل  | 


benyamin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:9  توسط عادل  | 


http://www.honya.blogfa.com/    این  وبلاگ رو نگاه کن  >>>خانمها<<<<

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:40  توسط عادل  | 


روزی خواهی آمد. می دانم.اما هراسانم که مبادا دیر بیایی.دیرتر از آن زمانی که باید.

و این دیر آمدن سخت مرا می ترساند.

 

تو باید بیایی.باید زود بیایی. شتابان بیایی!چرا که هر لحظه تردیدت مرا سالها از خوشبختی دور خواهد کرد.

 

بیا.زود هم بیا!نجاتم بده! بیا تردید مکن! شاید که شوکران جام عمرم زودتر از اندیشه تو لبریز گردد.

 

بیا تا بلور یخی دست ضعیف ولرزانم در گرمای قدرت بازوانت ذوب شود.بیا !بیا و با شانه انگشتانت موج پریشانی را از تارهای زلف سیاهم بازگیر.

 

ببین که حتی موجهای پریشان و سیاه زلفم با جادوی انگشتان تو به آرامش و رهایی شاخساران بید فخر می فروشند.

 

                   بیا وبا جذبه اهورایی ات پریشانی ام را بگیر و روح سرکشم را رام کن!

 

                          بیا و گامهای همیشه سبزت را بر فرش قرمز دیدگانم بگذار...

 

                                                              من!

 

                                        همیشه چشم به راهت خواهم ماند....

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:2  توسط عادل  | 


تلخی کدامین زهر بر کامت نشسته کاینچنین حتی از بهار هم میگریزی...

 

شرنگ کدامین حادثه ذهنت را پریشان کرده کاینچنین حتی از شعرو غزل هم میگریزی...

 

.

.

.

 

بر خویش بالیدم که

                        روزی بهار زندگیت بودم وشاه بیت غزلهایت.

 

 

 

                                  به کدامین خطا از من میگریزی ؟...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:0  توسط عادل  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:37  توسط عادل  | 


 
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:48  توسط عادل  | 


 

هميشه گفته ام جاده منتظر است... چشم من و شتاب

 او .... دل من و انتهاي او ... خستگي پاهاي من و

سماجت ناتمام او ... من دلم شادي يك اسباب بازي

 مي خواهد .. من دلم زلالي آب مي خواهد نه شيشه

 سراب ! تو اي همسفر بيابانهاي طولاني .. تو اي هم

سلولي اين شب زنداني ... و تو اي مسافر عشق

 باراني ... من شبگردي را از گردباد بيابان آموخته ام ...

 دستهاي تنهايت را به من بده تا دريچه هاي نور را

نشانت دهم ..... نگران شبهاي تيره نباش ... بيتاب

شبهاي بيقراري باش كه ترا نشان خواهم داد ياس

 و نرگس و سوسن چه خاصيتي دارند اگر همراه من

باشي

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:24  توسط عادل  | 

 

irLearn.com

java script by:Dj_adel










>Dj_adel.<<="http://www.trip-khafan.blogfa.com/">>..! Dj_adel