صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:51 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 11:4 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:58 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:45 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:38 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 0:26 توسط عادل
|
|
|
خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت : نرسیده به درخت کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبیست |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 22:15 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:59 توسط عادل
|
|
![]()
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:58 توسط عادل
|
|
|
چه بي تابانه مي خواهمت اي كه نبودنت آزمون تلخ زنده به گوري است... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 23:51 توسط عادل
|
|
تا به حال به خود کشی فکر کردید؟!!
نه سریع جواب ندید...کمی بیشتر فکر کنید به زمانی که بد ترین حوادث در زندگیتان رخ داده به اون شب کذایی........ ذهن انسان یک سیستم بسیار پیچیده است و ما فقط از قسمت کوچکی از ان میتوانیم استفاده کنیم و این مسله باعث شده هیچ کس تا به حال نتواند در ان واحد به چند قضیه به طور همزمان فکر کند. ببینید مثلا خدای نکرده اگر دیشب برای شما یک اتفاق بد افتاده باشد و امروز صبح هم یک اتفاق بدتر!به بعد از ظهر نرسیده یک خبر ناخوشایند دیگر هم به گوشتان برسد اینجاست که ذهن انسان مثل یک کامپیوتر هنگ میکند و به جای راهنمایی شما در حل این مشکلات چون نمیتواند در یک زمان تمامی این مشکلات را حل کند به شما هی ناامیدی میدهد یعنی به شما پیام میدهدکه از دست من یعنی خود شما هیچ کاری ساخته نیست و مسلم است زمانی که انسان ببیند در تنگنا افتاده و هیچ کاری نیز از او بر نمی اید به فکر بدترین و غلطترین و البته راحت تری که مرگ است می افتد. ان وقت است که از بسیاری از کسانی که در گرداب مشکلات افتاده اند این جمله رو میشنویم که((خودم رو میکشم))این همان فکر خود کشی هست که گفتم ایا دچار شده اید یا نه؟! البته هیچ کس این طور مواقع خودش را نمیکشد مگر در دو صورت ۱)دچار افسردگی بسیار شدید باشد ۲) دوست نداشته باشد مورد اول که بسیار واضح است . ولی در مورد دوم باید بگم که منظور از دوست خواهر- مادر- فامیل اشنا یا کسی است که در این مواقع به یاری ما می اید و ما رو کمی تسکین می دهد. البته این مسیله میتواند مورد سومی هم داشته باشد که بسیار کمتر از بقیه موارد است و ان در مورد نو جوانی است که دچار غرور کاذب هستند و فکر میکنند با خود کشی میتوانند خودشان رو به همه ثابت کنند و بعضی وقتهانیز این کار بسیار نمایشی انجام میشود که متاسفانه چون زندگی شوخی نیست در بعضی مواقع.......................... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 0:2 توسط عادل
|
|
|
هيچ وقت دل به كسي نبند… چون اين دنيا اين قدر كوچيكه كه توش دو تا دل كنار هم جا نميشه ...ولي اگه دلبستي…… هيچ وقت ازشجدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه پيداش نميكني……!!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 23:58 توسط عادل
|
|
|
ما كه توقع نداريم زندگي زيبا بشه باز |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 23:56 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 16:9 توسط عادل
|
|
http://www.honya.blogfa.com/ این وبلاگ رو نگاه کن >>>خانمها<<<< |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:40 توسط عادل
|
|
|
روزی خواهی آمد. می دانم.اما هراسانم که مبادا دیر بیایی.دیرتر از آن زمانی که باید. و این دیر آمدن سخت مرا می ترساند. تو باید بیایی.باید زود بیایی. شتابان بیایی!چرا که هر لحظه تردیدت مرا سالها از خوشبختی دور خواهد کرد. بیا.زود هم بیا!نجاتم بده! بیا تردید مکن! شاید که شوکران جام عمرم زودتر از اندیشه تو لبریز گردد. بیا تا بلور یخی دست ضعیف ولرزانم در گرمای قدرت بازوانت ذوب شود.بیا !بیا و با شانه انگشتانت موج پریشانی را از تارهای زلف سیاهم بازگیر. ببین که حتی موجهای پریشان و سیاه زلفم با جادوی انگشتان تو به آرامش و رهایی شاخساران بید فخر می فروشند. بیا وبا جذبه اهورایی ات پریشانی ام را بگیر و روح سرکشم را رام کن! بیا و گامهای همیشه سبزت را بر فرش قرمز دیدگانم بگذار... من! همیشه چشم به راهت خواهم ماند.... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:2 توسط عادل
|
|
|
تلخی کدامین زهر بر کامت نشسته کاینچنین حتی از بهار هم میگریزی... شرنگ کدامین حادثه ذهنت را پریشان کرده کاینچنین حتی از شعرو غزل هم میگریزی... . . . بر خویش بالیدم که روزی بهار زندگیت بودم وشاه بیت غزلهایت. به کدامین خطا از من میگریزی ؟... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:0 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:37 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:48 توسط عادل
|
|
|
هميشه گفته ام جاده منتظر است... چشم من و شتاب او .... دل من و انتهاي او ... خستگي پاهاي من و سماجت ناتمام او ... من دلم شادي يك اسباب بازي مي خواهد .. من دلم زلالي آب مي خواهد نه شيشه سراب ! تو اي همسفر بيابانهاي طولاني .. تو اي هم سلولي اين شب زنداني ... و تو اي مسافر عشق باراني ... من شبگردي را از گردباد بيابان آموخته ام ... دستهاي تنهايت را به من بده تا دريچه هاي نور را نشانت دهم ..... نگران شبهاي تيره نباش ... بيتاب شبهاي بيقراري باش كه ترا نشان خواهم داد ياس و نرگس و سوسن چه خاصيتي دارند اگر همراه من باشي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:24 توسط عادل
|
|
ساناز.چوچولو
love..me |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:39 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:22 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:58 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:52 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:51 توسط عادل
|
|
من این شعر ها روخیلی دوست دارم و می خوام شما هم بخونید چون احساس خوبی به من دست میده نمی دونستی. تو قلبم سایه چشمای توبسته چشمای زیباوبا وقارت تو دیلم نشسته نمی دونم که چرا قلبه منو انجوری شکستی مگه من با تو چه کردم که تو این ازا نشستی خوب یه بار به من می گفتی که دیگه دوسم نداشتی من و با قلبه شکستم از دیلت بیرون می زاشتی اما با این همه حرفا عشق من یک طرفیه ولی تا اخره عمرم خوشیتو اره زوم بود حالا که به این فیلاکت امدی من چه بگو یم رمگه میشه که دوباره گوله عشقه تو ببویم تو دل بند زده من جایی نیست برای موندن دیگه از زندگی من چیزی نیست برای خوندن |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:23 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:16 توسط عادل
|
|
آتش آن نيست که از شعله ي او خندد شمع...... آتش آنست که در خرمن پروانه زدند کس چو حافظ نگشاد از رخ انديشه نقاب.....تا سر زلف سخن را بقلم شانه زدند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:15 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:13 توسط عادل
|
|
|
با تمام وجود صدایت می کنم . صدایت می کنم تا نگاهم کنی ، نگاهم کنی تا چشمان پر از اشکم را ببینی ، اشکهایم را ببینی تا دلت برایم بسوزد ، دلت بسوزد تا یک لحظه بیشتر کنارم بمانی . آن وقت از ته دل فریاد خواهم زد و به تو خواهم گفت صادقانه دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم آن وقت شاید دیگر هرگز تنهایم نگذاری هرگز |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:11 توسط عادل
|
|
|
اگر روزي مردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جايه معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم جان داده ام ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 0:0 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:55 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:20 توسط عادل
|
|
کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:19 توسط عادل
|
|
|
درد تاریکی ست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن سر نهادن بر سیه دل سینه ها سینه آلودن به چرک کینه ها در نوازش نیش ماران یافتن زهر در لبخند یاران یافتن |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:10 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 23:6 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:52 توسط عادل
|
|
|
ساناز.جون
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:50 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:48 توسط عادل
|
|
|
من نبودم، کسی که در خانه ات را کوبید من نبودم، کسی که به تو سلام داد من نبودم، کسی که سالها عاشق تو بود و هر کجا که می رفلی دنبالت می کرد من نبودم دروغ گفتم من بودم! من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی، با این حال من بودم که عاشق تو بودم هنوز هم عاشقت هستم حالا این را فریاد می زنم و تو گریه کنان می گویی: چرا زودتر نگفتی؟! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:44 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:43 توسط عادل
|
|
|
سقوط بلند من از ارتفاع نگاه تو ای تمام هستی من سانازم به پستی جلگه ی سبز چشمت رسید
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:23 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:52 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:50 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:37 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:29 توسط عادل
|
|
|
با سلام اینم آلبوم جدید(پرویز)به نام دلدار |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:26 توسط عادل
|
|
|
|||||||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:24 توسط عادل
|
|
|||||||
|
خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...
خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ساناز جون عاشقتم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:20 توسط عادل
|
|
|
نمی خوام
نميخوام بگم قدره يه دنيا دوستت دارم چون دنيا يه روز تموم ميشه، نميخوام بگم كه مثل گلي چون گل يه روز پژمرده ميشه، نميخوام بگم سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره ست چون شب هم بلاخره تموم ميشه، نميخوام بگم كه مثل آب پاك و زلالي چون آب كه هميشه پاك نميمونه، نميخوام بگم كه دوستت دارم چون من كه اصلا دوستت ندارم ،
بلكه عاشقت هستم (سانازم) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:16 توسط عادل
|
|
>Dj_adel.<<="http://www.trip-khafan.blogfa.com/">>
..!