
صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
گویند چون بگذشت روزی
بگذرد هر چیز با آن روز باز می گویند خدایست کار زندگانی زان نباید یاد کردن خاطر خود را بر سبب نا شاد کردن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 20:57 توسط عادل
|
|
|
به غم کسي اسيرم که ز من خبر ندارد....
عجب از محبت من که در او اثر ندارد.... غلط است هر که گويد:دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد.... |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:28 توسط عادل
|
|
|
لحظه ها همانی هستند که همیشه بوده اند این نگاه ما است که گاه سیاه گاه سپیدشان می کند.نگاه ما گاه لحظات را به خنده وامیدارد گاهی هم اشک از دیدگانشان جاری می کند.زندگی حاصل جمع نگاه های ما به لحظات است....تا چگونه بنگریم؟....
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:44 توسط عادل
|
|
|
نتظر نباش كه شبي بشنوي از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام !كه عزيز باراني ام را
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم توقعي از تو ندارم .اگر دوست نداري
باران زده ي من همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري
من كه اين جا كاري نمي كنم فقط گهگاه
اين كار هم كه نور نمي خواهد
حالا هنوز هم وقتي به تو فكر مي كنم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:40 توسط عادل
|
|
|
بی عشق هیچ نامه ای به پایان نمیرسد ، بی عشق همه ی نگاه ها سردند ، همه ی دستها خاموشند ... ، همه ی کوچه ها بن بستند ... و هیچ کس در انتظار، بی قرار و ملتهب به جاده ی روبه رو چشم نمیدوزد ... هیچ کس ...و بارها به ساعتش نگاه نمیکند ... "به راستی عشق چه ساعتی به دنیا آمد ؟؟؟؟؟؟؟؟ " |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:36 توسط عادل
|
|
|
زندگی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 22:27 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 10:54 توسط عادل
|
|
|
براي شکستن دل يه لحظه وقت کافيه اما براي اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت پيدا نکني
براي زيشتن دو قلب لازم است. قلبي که دوست بدارد قلبي که دوستش بدارند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:20 توسط عادل
|
|
|
اینم از بد آموزیهای برنامه های آقای مهران مدیری
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:6 توسط عادل
|
|
|
چقدر از اين دخمهی تاريک چشم بدوزم به انتهای خيابان چقدر جاده را معبر چشمهام کنم تا بيايی؟ نه خيال میکنم که میآيی سراب اندام تو شراب لحظههای من شده ماه از هياهوی بازار بغداد آبستن است و ديو تاريکی هيچ نمیزايد مرا به خانهام ببر |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:4 توسط عادل
|
|
|
چه گنج های نهفته ترانه های نخوانده وشعرهای نگفته درون سینه من گنج های پنهانی ست توبانگاه شکافنده قلب من بشکاف واشکارش کن پرنده دل من پریده از قفس سینه ام شکارش کن زده است سبزی برگم خزان یغمایی توبانگاه دل انگیزخودبهارش کن |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 13:2 توسط عادل
|
|
|
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:57 توسط عادل
|
|
|
شهرستان جلفا در شمال غربی آذربایجان شرقی و در ۱۳۰ کیلومتری تبریز واقع گردیده. از نکات مهم این شهر به بازارچه های مشترک و هم مرز با کشور آذربایجان می توان اشاره کرد.
(رود ارس) مرز بین کشور ایران و آذربایجان و ارمنستان را تعیین می کند
پل خط آهن میان ایران و آذربایجان در گوشه تصویر دو عدد حصار آهنی دیده می شود که یاداور ۲ سربازی است در سال ۱۳۲۰ ه ش هنگامی که روس ها به ایران حمله کردند مقاومت جانانه ای از خود نشان داده و در همانجا به خاک سپرده شدند روحشان شاد
پل مرز میان ایران و آذربایجان مسافران از آن تردد می کنند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:54 توسط عادل
|
|
|
کلیسا سنت استپانوس( یا همان کلیسا خرابه) در ۱۵ کیلومتری غرب جلفا و در فاصله ۱ کیلومتری مرز آذربایجان قرار دارد. بعضی از نقاشیها داخل کلیسا همانند کلیسای وانک واقع در اصفهان شباهتهای زیادی داشت.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:51 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:44 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:39 توسط عادل
|
|
|
به رشتیه می گن: تو خونتون مرد سالاریه یا زن سالاری؟ می گه: هیچ کدوم مردم سالاری 4 امام جمعه رشت: ما الان در امر خود کفایی به مرحله ای رسیدیم که 20 درصد بچه هامون رو خودمون تولید می کنیم 5 ترکه پارچه می بره خیاطی می گه اقا اینو واسم بکن کت شلوار فردا نیام بگی سوزنم شکست چرخم خراب شد حال نداشتم اصلا پدر سگ بده نمی خوام بدوزی 6 به جوجه تیغیه می گن چه ارزویی داری؟ می گه ارزو دارم یکی محکم بغلم کنه 7 بسیجیه از یه دختره خوشش می یاد می ره جلو می گه ببخشید خانوم می شه باهم چند رکعت نماز بخونیم 8 دهاتیه اتیش می گیره می میره نتیجه ازمایش این طور بوده: 1درصد سوختگی 99 درصد شکستگی .تحقیق می کنن می بینن طرفو با بیل خاموش کردن 9 اصفهانیه موز می خوره پوستش رو می ذاره لای دفترچه خاطراتش 10 به یکی می گن دو دوتا؟ می گه: پس چندتا 11 تهرانیه می خواسته از چراغ قرمز رد بشه پلیس می گه چراغ قرمزو نمی بینی؟ می گه:چراغ قرمزو می بینم تورو نمی بینم 12 عربه به رشتیه می گه اهلا و سهلا رشتیه می گه من که نه ولی خانوم جان هم اهلا هم سهل 13 پسر تهرونیه به مامانش می گه: مامان دیروز که تو نبودی خاله مهری اومد اینجا با باباجون رفتن تو اتاق......مامانش می گه بسه بذار شب که باباجون اومد واسه جفتمون تعریف کنه.شب باباجون می یادو سر شام بودن مامانه می گه خوب عزیزم می گفتی دیروز خاله مهری اومد اینجا با باباجون رفتن تو اتاق بعد چی شد؟ بچه می گه : اره دیگه بعدشم همون کاری رو کردن که وقتی باباجون نیست توو عمو نادر باهم می کنید!!! 14 تهرانیه به رفیقش می گه من اگه پیش خواهرت بخوابم باهم فامیل می شیم؟ رفیقش می گه: نه بی حساب می شیم!!! 15 دوتا ترکه می رن قطب شمال می رسن به یه اسکیمو یکیشون می گه :اقا شما اینجا زن سفید داری؟ می گه :اره.زن سیاه دارید؟ می گه: اره. زن سیاه و سفید هم دارید؟ اسکیمو می گه نه اینو نداریم .ترکه به دوستش می گه :اصغری دیدی اون که دیدیم پنگوین بود!!! 16 به ترکه می گن نظرت راجب خدا چیه؟ می گه: خدا خوبه !مهربونه!بزرگه!خالق جهانه !......ابوالفضل نگه دارش باشه 17 اینقدر بزرگه که نمی دونم چکارش کنم از زیر شلوارم حسابی تابلو وقتی بهش احتیاج دارم روم نمی شه درش بیارم عجب مزخرفیه این نوکیا 5110!!! 18 وقتی یه سیب گاز می زنی یک کرم توش می بینی ناراحت نشو...............اون موقعی ناراحت شو که یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی 19قانون 11 نیوتن می گه: اگه باسرعت نور کله ملاغ بزنی می تونی پشت خودت رو بوس کنی!!! 20 سبدی پر از موز .دسته ی گل رز.پیرهنی پر از پرز .همسری مثل بز .ارزوی من برای تو در سال جدید 21 فکر کردی زرنگی؟ زرنگ افتابست که مال همه رو دیده.زرنگ استکانه که می یوفته از همه لب می گیره .زرنگ سماوره که دست به سینه وای می سه همه ابش رو می خورن!!! 22 به ترکه می گن:وقتی زنت خونه نیست چکار می کنی؟ می گه استراحت.می گن:وقتی خونست چکار می کنی؟ می گه: استقامت ترکه ماکسیما سفید می خره رنگ ابی بهش می زنه می گه: اهان حالا شد نیسان 2 ترکه دستش قطع می شه خیلی افسرده می شه .یه روز می ره خیابون یکی رو می بینه دو دست نداره داره قر می ده و می ره.می گه :عجب روحیه ای داری تو؟ طرف می گه: روحیه چیه بابا؟ پشتم می خواره 3 یه بار لره با ترکه دعواش می شه ترکه اجر پرت می کنه لره هد می زنه!!! 4 سالها گذشت ...................و هیچ کس نپرسید..........................هیچ کس نپرسید...................که پلنگ صورتی چطوری دستشویی می کرد؟!!! 5 اصفهانیه به بچش می گه برو 2تا نون از همسایه بگیر بچه می ره می یاد می گه نداد .اصفهانیه می گه : عجب همسایه خسیسیه برو از یخچال خودمون بیار 6 می دونی چرا دخترا تا اخر فیلم سوپرو نگاه می کنن؟ چون فکر می کنن اخرش مرده با زنه عروسی می کنه 7 به ترکه می گن از قفل فرمونی که خریدی راضی هستی؟ می گه اره ولی سر پیچ ها یه کمی اذیت می کنه!!! 8 به یک مدیر باسابقه مدریت با تسلط به زبانهای فرنج جرمن و اشنایی کامل به کامپیوتر و برنامه های فتوشاپ برنامه نویسی طراحی وب و.......... جهت کار در ساندویجی نیازمندیم!!! 9 معتاده وایساده بوده کنار خیابون به تاکسیها می گفته: عید عید یه راننده نگه می داره می گه : ما خیابونی به نام عید نداریم .معتاده می گه : ای بابا چقدر از ادم حرف می کشید منظورم شر بهاره دیگه !!! 10 ترکه می ره رستوران گارسون میگه غذای امروز ما کاستیلیدینکوالفر با سسه لیموه .ترکه می گه: کاستیلیدینکوالفر با سسه چی چی؟ 11 شباهت لرها با شورت؟ با هردو 5 دقیقه بیشتر بگردی ابروت رفته 12 دنیارو بدون خانوما تصور کنید : بازارها خلوت . پولها اضافه . خیابونا خلوت . مخابرات ورشکسته . شیطون بیکار .همه می رن بهشت 13 ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین با سنگ می زنه درش می یاره 14 یه روز یه پسره با یه دختره دوست می شه پسره می گه اسمم کامبیزه تو خونه بهم می گن کامی .دخترم می گه اسمم شکوفست تو خونه بهم می گن چس فیل 15 به ترکه می گن اسم یه امام بگو: می گه سوج می گن سوج چیه؟ امامی به نام سوج نداریم.ترکه می گه خودم دیدم پشت اتوبوسه نوشته بود: یا سوج 16 یه جایی جشن بوده ترکه همین جوری می ره تو شروع می کنه به رقصیدن و بخور بخور .یکی ازش می پرسه ببخشید شمارو کی دعوت کرده؟ ترکه می گه: من از خانواده عروسم .یارو می گه: مرد حسابی اینجا جشن تولده!!! 17 ترکه یه روباه مرده می بینه می گه: خوب شد مرده وگرنه گولم می زد 18 ترکه می ره نونوایی تا می رسه می بینه همه دارن می خندن اینم می زنه زیر خنده .بعد می بینه همه دارن نگاش می کنن می گه: واااااالا با این نوناشون 19 یه کلوچه می ره قزوین می شه پیراشکی 20 مگسه دست می ندازه گردن دوست دخترش می گه: از گهم بیشتر می خوامت 21 به ترکه می گن عاشورا چه روزیه؟ می گه: روز جهانی قیمه پلو 22 زمستون بوده ترکه یه اسب می بینه از بینیش بخار می یاد .می گه الله اکبر اسب بخار که می گن اینه؟ 23 ترکه تو اتوبوس می گوزه همه می خندن می گه: والا اگه می دونستم اینقدر بهتون حال می ده می ریدم 24 وقتی بچت بچست تو دستت می رینه.15 سالش که شد تو اعصابت..........18 سالش که شد تو پولات..........23 سالش که شد به هیکلت.............وقتی مردی تو روحت 25 به ترکه می گن یه واحد کوچیکتر از مثقال بگو؟ می گه چس مثقال 26 معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم 27 پیارسال ساله گاو بود جنون گاوی اومد پارسال ساله خروس بو انفلانزای مرغی اومد .ببینم واکسن هاری زدی؟
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:30 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:27 توسط عادل
|
|
![]() ![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:21 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:20 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:18 توسط عادل
|
|
|
با سیم ناز مژه هات یه عمره گیتار می زنم نگاه تو کوک نکنی من خودمو دار می زنم چشات اگه رو پنجره م طرح ستاره نزنن دست خودمو نیست دلمو به در و دیوار می زنم تو نباشی من مث اون دخترکی که گمشده گوشه ی کوچه می شینم از غم تو زار می زنم .* *********************************** *********************** ******* |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:16 توسط عادل
|
|
![]() شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی * تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روئید * با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت !! و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را بروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی ؟؟؟ نمی دانم چرا * شاید خطا کردم !! و تو بی آنکه فکرغربت چشمان من باشی نمی دانم کجا * تا کی * برای چه ؟؟ ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هرروز از کنارپنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو آسمان چشم هایش باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد !! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت : تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست ومن در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:14 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 23:7 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 22:47 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 18:2 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 23:13 توسط عادل
|
|
|
بودنم آغاز چشمانت شد و زیستنم امتداد دستانت کجا عطر آشنای دستانت را از من گرفتی؟ که هیچ گاه بودن را پایانی نیست...
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 23:4 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 18:29 توسط عادل
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:11 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:8 توسط عادل
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 14:1 توسط عادل
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 0:41 توسط عادل
|
|
>Dj_adel.<<="http://www.trip-khafan.blogfa.com/">>
..!